ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

116

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

گرديد و همدان و غيرهما از بلاد را هم تصرف كرد و رو به رى نهاد و رى را هم گرفت . و دامنهء پيشروى خود را در جهت متصرفات انوشروان بن منوچهر بن قابوس گسترش داد و خوار از اعمال رى و دماوند را گرفت . انوشروان به مسعود نامه نوشت و پادشاهى او را تهنيت گفت و دربارهء مقررى مالى كه بايد ارسال نمايد پرسيد تكليف چيست ؟ وى دستور ارسال آن داد و سپاهى از خراسان برايش روانه داشت آن سپاه رو به دماوند رفتند و آنجا را پس گرفتند و از آنجا رو به رى نهادند و نيروهاى امدادى نيز به آنها رسيد ، از جمله على بن عمران بود ، و جمع آنها كثرت پيدا كرد و رى را محاصره نمودند ، و علاء الدوله در رى بود جنگ در بعضى روزها شدت مييافت ، سپاهيان قهرا وارد شهر رى شدند و فيل جنگى نيز همراه داشتند ، گروهى از مردم رى و ديلميان كشته شدند و شهر مورد غارت قرار گرفت و علاء الدوله منهزم گرديد ، پاره‌اى از سپاهيان دنبالش كردند ، از ناحيه سر و شانه مجروح گرديد مبلغى دينار كه همراه داشت ، بسوى آنها انداخت ، سپاهيان سرگرم جمع كردن آنها شده علاء الدوله نجات يافته و به دژ « فردجان » كه در پانزده فرسخى همدان واقع بود رفت و در آنجا اقامت كرد تا آنكه از جراحات خود بهبود يافت ، و كار او را بخواست خداى بزرگ ياد خواهيم كرد كه چگونه در رى و متصرفات انوشروان بنام مسعود خطبه خواند و كارش بزرگى يافت . بيان جنگ ميان سپاه جلال الدوله و ابى كاليجار در شوال اين سال ، جلال الدوله سپاهى به « مذار » گسيل داشت كه در آنجا سپاه ابى كاليجار قرار داشت ، فريقين تلاقى كرده جنگيدند ، سپاهيان ابى كاليجار بهزيمت رفته و ياران جلال الدوله بر « مذار » چيره گرديده ، و هر بد كردارى كه داشتند نسبت به اهالى اعمال كردند . همين كه ابى كاليجار آگاه از آن حال شد ، سپاه انبوهى بدان صوب روانه كرد و در بيرون شهر با سپاهيان جلال الدوله جنگيدند . و سپاه جلال الدوله شكست خورده منهزم و اكثر آنها كشته شدند و مردم شهر بر غلامان آنها شوريده آنها را كشتند و